ایرانیان، جشن‌های بسیار داشتند. هر روز که نامش با نام ماه، یکی می‌شد، به همان نام، جشنی می‌ساختند، چون تیرگان و مهرگان و آبانگان و جز این‌ها. و جشن‌های دیگر داشتند چون نوروز و سده. اما چون این همه جشن، بس نبود، ششمین روز جشن را نیز جشن می‌ساختند و صفت بزرگ به آن می‌دادند. و در باورهای ایرانیان هر یک از این روزهای کوچک و بزرگ، چرایی و انگیزه‌ای داشت. تیرروز از تیرماه، تیرگان بود و آن، روزی بود که آرش، تیر انداخت و شش روز پس از آن، تیر در کران جیحون بر زمین نشست و مرز ایران پیدا شد و آن، تیرگان بزرگ بود. مهرروز از مهرماه، فریدون بیرون آمد و ضحاک را که بی‌مهری به زمین آورده بود، گرفت و آن، مهرگان شد و ششمین روز پس از آن، فریدون بر تخت نشست و تاج بر سر نهاد و مهر و داد را در زمین گسترد و آن، مهرگان بزرگ بود. هرمزدروز فروردین ماه، نوروز است و ششمین روز آن که خردادروز فروردین است، نوروز بزرگ و سبب، آن است که هرمزد در یکم فروردین، جهان را آفرید و در ششمین روز، آفرینش به سرانجام خود رسید و آن، نوروز بزرگ شد. یا گفته‌اند که جمشید، شاه بزرگ هندوایرانیان (آریاییان) در هرمزدِ فروردین بر گاو نشست و به جنوب رفت به نبرد زنگیان و مردمان شاد شدند که شاهشان، دیوان را می‌زند و ششمین روز در خردادروز، جمشید از نبرد زنگیان به پیروزی باز آمد و آن، نوروز بزرگ بود.