ترانه‌ای برای دل نازک ایران

ای شکوه رویشت آن‌سوتر از خاک نژند
سرزمین‌های غرورت آسمان‌های بلند

ای عروس حجله‌های هفت‌رنگ خواب‌ها
ای تمنای دو عالم، شرقی مشکل‌پسند

تا نرنجد خواب نازت، بستری مثل نسیم
پهن کردم از دو چشمم، از حریر و از پرند

ترمه ترمه پوستت از نازکای خواب‌ها
قصه قصه خواهشت در سینه‌هامان بند بند

نوجوانان نجیبت، پاک‌تر از جان پاک
در صفا اسفندیار و در وفا تهمینه اند

از تبارت هر پسر، شیری است در میدان رزم
دخترانت را چه گویم؟ سربه‌زیر و سربلند

آفرین ای دخترانت هر یکی، زاینده‌رود
آفرین ای شیرمردانت، دماوند و سهند

با تمام کوه‌هایت رفته‌ام تا کهکشان
با تمام چشمه‌ها تا چشم خورشید بلند

با چنین نسلی که داری میهنم، ایران من
دشمنان سرکشت دارند سرها در کمند

دید تا کابوس اخمت را خدا هم اخم کرد
دیگر از بهر خدا ای نازنین، یک لب بخند

تا طلوع چشم‌هایت راه دوری آمدم
باز کن چشمی به حالم، شرقی مشکل‌پسند

او گناهی نداشت، کودک بود

بنویسید روی تربت او
که گناهی نداشت، کودک بود
بمبی افتاد بین خوابش و او
توی دستش فقط عروسک بود

خواب می‌دید مادرش مرده
چشم وا کرد و مادرش را دید
بغلش کرد و باز خوابیدند
رویشان را فرشته رفت کشید

رویشان را دوباره وا نکنید
طاقت دیدنم تمام شده
بگذارید پیش هم باشند
می‌روم، وقت انتقام شده

آن شب تو، که مثل امشب من
در هوا خاک بود و پارهٔ تن
پدر داغدار غزه بگو
چه کشیدی؟ بگو، بگو با من

اکنون به وقت بیروت

غزه را ماه‌ها گریسته‌ام
دیگر اکنون زمان بیروت است
چقدر گریه‌ها بدهکارم
به گلی که درون تابوت است

سید سال‌های خشم و خروش
شیخ زیبای پارسی‌دانم
بی طنین خروش پر خشمت
نگران جنوب لبنانم

اَنَغران روز، سی‌امین روز در ماه‌های ایرانی

اَنَغران روز، نام سی‌امین روز در ماه‌های ایرانی است. این روز به اَنَغران تعلق دارد که ایزد روشنایی بی‌کران است.

اَنَغران، به معنی فروغ بی‌پایان و روشنایی بی‌کرانۀ هُرمَزد است. او ایزدی است با خویش‌کاری‌های گوناگون. اَنَغران، روشنی‌بخش هستی است و آفرینش هرمزد را با فروغ بی‌پایان خویش، روشن و گرم و لبریز از آرامش می‌سازد. او همچنین همان گَرَزمان (گَروتَمان) دانسته می‌شود که کمابیش، معادل عرش اعلی است. هرمزد، آسمان را در پنج پایه آفرید: ستاره‌پایه، ماه‌پایه، خورشیدپایه، گروتمان و سپس سرای اَمشاسپندان. گروتمان، لایه‌ای از آسمان است که جنس آن، روشنایی بی‌کرانه است و آن، بالاترین طبقۀ بهشت و یک پایه پایین‌تر از سرای امشاسپندان است. روان مردمان، سه روز پس از مرگ و پس از گذر از پُل چینود و به ترازو نهاده شدن کارهایشان، به گروتمان راه می‌یابد.

در انغران روز، کشاورزی، بازرگانی، ویراستن موی و ناخن و زناشویی، نیک است و فرزند این روز، نامور می‌گردد.

ماراَسپند (مارَسپند) روز، بیست‌ونهمین روز در ماه‌های ایرانی

ماراَسپند روز،نام بیست‌ونهمین روز در ماه‌های ایرانی است. این روز به ایزد ماراَسپند تعلق دارد که تجلی سخن پاک هُرمَزد است.

ماراَسپند در زبان اوستایی، مَنثرَه سپَنتَه Manthra Spanta به معنی کلام مقدس است. صورت پهلوی ساسانی آن، ماراَسپند Māraspand و صورت فارسی نو، ماراَسپند و ماراَسفند است. مَنثرَه در زبان اوستایی، کلام مقدس است و سپَنتَه، صفت آن و به معنی پاک است. زرتشت، سروده‌های خویش را مَنثرَه نامیده‌است. ماراَسپند، ایزدی است که تجلی کلام مقدس هُرمَزد است. ماراَسپند، خاصیت شفابخشی دارد و همۀ اوراد و ادعیۀ شفابخش را شامل می‌شود. همچنین ماراَسپند، ایزدی است که دل‌های خسته را آرام می‌بخشد. او نگاهبان آب‌هاست و به سبب پیوند با سخن پاک هرمزد، خرد و چشم و گوش را پاس می‌دارد. ماراَسپند، دین را در جهان پدید آورد و روایی داد. در ماراَسپند روز، جامۀ نو بریدن و خریدن و پوشیدن و با دوستان نشستن، نیک است و فرزندی که در این روز زاید، تیزویر (تیزهوش) می‌شود.

پیگیری در تلگرام: رسانۀ ایران‌شهر

https://t.me/iranshahr1353

زامیاد روز، بیست‌وهشتمین روز در ماه‌های ایرانی

زامیاد روز، نام روز بیست‌وهشتم در ماه‌های ایرانی است. این روز به ایزد زامیاد تعلق دارد که مینوی زمین و نگاهبان گیاه است.
زامیاد در زبان اوستایی و فارسی باستان زام‌داتَه zāmdāta در پهلوی ساسانی زامیاد/ زام‌داد / زام‌یَزد (بسته به تفاوت املا و مکتب آوانویسی) و در فارسی نو، زامیاد است. جزء نخست واژۀ «زام‌داتَه»، زام zām، نام ایزدی است که مینوی زمین به شمار می‌رود. زام در زبان پهلوی به صورت زامیگ zāmīk صرف شده و در نهایت در فارسی نو به صورت زمی و زمین درآمده‌است. جزء دوم زام‌داتَه در زبان فارسی باستان و زام‌داد/ زامیاد در پهلوی ساسانی، بن فعل «داد» به معنی دادن و آفریدن است. زامیاد، مینوی زمین و ایزد مدبّر خرّمی و برکت زمین است و برای زندگان روی زمین، چونان مادری مهربان است که آغوش گرم خویش را که همان گسترۀ زمین است، به رویشان گشوده‌است و آنان را به خرّمی و برکت و مهربانی، می‌پرورد. زامیاد، فزایندۀ گیاهان است و همۀ برکت‌های زمین از گیاهان است. او در این کار، با ایزدان اسپندارمذ و امرداد، همراه است. همچنین او بر پل چینود با ایزد اَشتاد، روان مردمان را پذیره می‌شود و کارهایشان را به ترازو می‌نهد. در زامیاد روز، درخت کاشتن و بذر افشاندن و آباد کردن زمین، نیک است.

پیگیری در تلگرام: رسانۀ ایران‌شهر

https://t.me/iranshahr1353

آسمان روز، بیست‌وهفتمین روز در ماه‌های ایرانی

آسمان روز، نام روز بیست‌وهفتم در ماه‌های ایرانی است. این روز به ایزد آسمان تعلق دارد که نگاهبان آسمان (سپهر) و در بند کنندۀ دیوان است.

آسمان در زبان اوستایی و فارسی باستان اَسمن asman، در پهلوی ساسانی آسمان āsmān، در بیش‌تر شعبه‌های زبان‌های ایرانی و فارسی نیز با همان تلفظ زبان پهلوی (اغلب بدون حرکت پس از s و گاه با حرکت) است. در فارسی نو نیز این واژه آسمان āsmān است که در هنگام گفتار آسِمان āsemān گفته‌می‌شود. اَسمَن در فارسی باستان به معنی سنگ است و ظاهراً صلابت دیداری آسمان یا اینکه چون آسمان، نخستین آفرینش گیتیک بود، موجب شده که این نام را بر آن بنهند. تفسیر ساختار آسمان به آس+ مان (مانند آسیا)، درست نیست.

آسمان، نخستین آفرینش هُرمَزد در پهنۀ گیتی بود. اهریمن در نخستین مواجهه با هُرمزد، سه هزار سال به مدهوشی افتاد. پس آن گاه، هرمزد، مینوی هستی را پیکر گیتی داد و از گوهر خود که روشنی بود، چهار عنصر را آفرید. سپس از قطرۀ آبی زلال چون اشک، آسمان را آفرید و از گوهر آسمان، آب را آفرید و از گوهر آب، زمین را آفرید و سپس شادی را به میانجی آسمان در زمین آفرید. آسمان نه تنها از ایزدان کهن ایرانی، بلکه از ایزدان کهن همۀ تبارهای هندواروپایی است. او در نگاه هندواروپاییان، مبدأ روشنی و گرمی است و ممکن است که در ابتدا، این پیکرۀ گرم روشن، تنها خدای هندواروپاییان بوده‌باشد که بعدها در موجودیت‌های فلسفی‌تر مانند هُرمَزد یا موجودیت‌های پیکرینه‌تر چون میترا، زئوس و ... تجلّی یافته باشد.

پیگیری در تلگرام: رسانۀ ایران‌شهر

https://t.me/iranshahr1353

اَشتاد روز، بیست و ششمین روز در ماه‌های ایرانی

اَشتاد روز، نام روز بیست و ششم در ماه‌های ایرانی است. این روز به ایزد اشتاد تعلق دارد که ایزد راستی و درستی و راهنمای روان‌های مردمان است.
اَشتاد در زبان اوستایی اَرشتاتarštāt ، در زبان پهلوی ساسانی اَشتاد aštād، در سُغدی اَستاذ astāz و در خوارزمی اشتاذaštāz است. او ایزد راستی و درستی است. روز بیست‌وششم هر ماه ایرانی به او تعلق دارد. اشتاد روز، روزی بود که خداوند، زمین را آفرید. به همین سبب، ایزد اشتاد، با ایزد زامیاد که از ایزدان مدبّر زمین است، همکاری دارد و اشتاد روز به مناسبت این آفرینش، روزی نیکو و فرخنده است. اشتاد همچنین با ایزدان داوری روز پسین و نگاهبانان پل چینود، مانند ایزد رَشن، همکار است. به سبب همین همکاری، اشتاد را راهنمای روان‌های مردمان در مینو و گیتی دانسته‌اند. نیز اشتاد با ایزد اَمُرداد در گیاه‌فزایی همکار است. اشتاد روز از فرخنده‌ترین روزهای ایرانی است و سفر کردن و جامۀ نو پوشیدن و حاجت خواستن و صدقه دادن در این روز، شگون دارد.

پیگیری در تلگرام: رسانۀ ایران‌شهر

https://t.me/iranshahr1353

اَرد روز، بیست‌وپنجمین روز در ماه‌های ایرانی

اَرد روز، نام روز بیست‌وپنجم در ماه‌های ایرانی است. این روز به ایزد ارد تعلق دارد که نگاهبان نظم و راستی و فزایندۀ آسایش و بخشش و پاداش و برکت و توانگری است.

اَرد در زبان اوستایی اَشَه aša، در فارسی باستان اَرتَه arta و در پهلوی ساسانی اَرد ard است. معنی این واژه در اوستا، خواسته و دارایی و توانگری است و دست‌کم از روزگار هخامنشیان به سان ایزد راستی و درستی، ستایش می‌شده‌است. نام او در ریخت‌های گوناگون و با اشتقاق‌ها و ترکیب‌های فراوان، در همۀ تبارهای هندوایرانی حضور دارد و این نشانگر توجه ویژۀ آریاییان به نظم، راستی، درستی، توانگری و آسایش است. اردوان، ارتاباز، ارداویراف، اردیبهشت، اَرته، ریتا، اَشَه، اَشَه، اَشی، اَشَوَن و اَشو، نمونه‌هایی از حضور پرشمار این ایزد در میان آریاییان است. ارد روز، یادآور این آموزۀ ایرانی است که مردمان باید در گیتی برای تولید ثروت و کسب توانگری همراه با آسایش و آرامش درونی بکوشند. در این روز، شادی کردن و جامۀ نو بریدن و خریدن هر چیز تازه توصیه شده‌است و در این باره در اندرزنامه‌های ساسانی آمده‌است: «هرچیز نو بخر و اندر خانه بر». همچنین ارد روز، از روزهای فرخندۀ تاریخ مردمان ایرانی و بلکه مردمان جهان است و روزی بود که سرایش شاهنامه کامل شد:

سرآمد کنون قصۀ یزدگرد

به ماه سفندارمذ روز ارد

(حکیم فردوسی)

پیگیری در تلگرام: رسانۀ ایران‌شهر

https://t.me/iranshahr1353

دین روز، بیست‌وچهارمین روز در ماه‌های ایرانی

دین روز، نام روز بیست‌وچهارم در ماه‌های ایرانی است. این روز به ایزد دین که راهنمای روان‌های مردمان است، تعلق دارد.

دین در زبان اوستایی، دَئِنَه daena، در پهلوی ساسانی دین dēn، در ارمنی den و در فارسی نو دین din است. دئنه از ریشۀ اوستاییdā و سنسکریت dhi به معنی دانستن، شناختن و اندیشیدن است. به همین سبب، دین در نگاه هندوایرانیان، مجموعۀ دانش است. حکیم فردوسی نیز این دو را یکی می‌داند:

تو را دانش دین رهاند درست

در رستگاری ببایدت جست

ایزد دین در باور ایرانیان، راهنمای روان‌های مردمان است. او بر پل چینود به دیدار درگذشتگان می‌آید و نکوکاران را در جامه‌ای و چهره‌ای خوب، استقبال می‌کند و به سرای آواز و آرامش و زیبایی، به بهشت می‌برد و بدکاران را به دوزخ رهنمون می‌شود. به همین سبب، دین در پهنۀ گیتی نیز نام مجموعۀ دانش‌ها، باورها و آیین‌هایی شده‌است که مردمان را میان نیکی و بدی رهنمون می‌شود. با توجه به پیوند دین و دانش، دین را ایزد قلم نیز دانسته‌اند و در این روز، فرزند به آموزگار فرستادن، نیک است. واژۀ فارسی دین و واژۀ تازی دین، پیوند ریشه‌ای با هم ندارند و هیچ یک از دیگری گرفته‌نشده‌اند.

دی به دین روز، بیست‌وسومین روز در ماه‌های ایرانی

دَی به دین روز، نام روز بیست و سوم در ماه‌های ایرانی است. این روز، واپسین روز از چهار روز ویژۀ خداوند است که نخستینشان هُرمَزد روز (روز یکم ماه) و سه تای دیگر، دَی روز است.

دَی، تجلی صفت آفریدگاری هُرمزد و ایزد روشنایی در تبارهای هندوایرانی است که ردّ پای حضورش در بسیاری از تبارهای هندواروپایی نیز دیده می‌شود. او احتمالاً صفتی برای هُرمَزدِ خدای است که کم‌ترین فاصله را با ذات او دارد و شاید نیز خود هرمزد باشد، زیرا در اوستا به جای هرمزد به کار می‌رود. در گاه‌شماری ایرانی، چهار روز را ویژۀ خداوند ساخته‌اند که یکم ماه به نام هرمزد است و سه روز هشتم، پانزدهم ‌و ‌بیست‌وسوم به نام دَی است. روز بیست‌و‌سوم به سبب پیوستن به دین روز (روز بیست‌وچهارم)، دَی به دین روز نام دارد.

باد روز، بیست و دومین روز در ماه‌های ایرانی


باد، نام روز بیست و دوم از ماه‌های ایرانی است. این روز به ایزد باد یا وای تعلق دارد که ایزدی زندگی‌بخش و مرگ‌آور است.
باد در فارسی باستان، واتَ vāta و در فارسی میانه wāt / wād (بسته به تفاوت مکتب آوانویسی) است. باد، همان ایزد وای در اوستا و متون هندی باستان انگاشته می‌شود. وای در دوران یگانه‌زیستی تبارهای هندوایرانی، خدایی توانمند و هراس‌آور بوده‌است که هم نکوکار بوده و هم ویرانگر و این به سبب کنش‌های دوگانۀ باد در گیتی است. این خدای خوف‌آور در اوستا به ایزد باد تبدیل می‌شود که به‌سان ایزد مهر، جنگ‌آوری دلیر است و با گردونۀ زرّینش در آسمان‌ها می‌گردد و دشمنان را در هم می‌کوبد. او ابرهای باران‌زا را برای خرّمی گیتی به آسمان می‌آورد و ابرهای تیره را از روی خورشید پس می‌زند و گیتی را روشن می‌کند. هُرمَزد بر آسمان فرمان می‌راند و اهریمن بر جهان تاریک زیرین و ایزد باد بر فضای تهیِ میان زمین و آسمان. شاید دوگانگی کنش‌های ایزد باد، به سبب همین میانه ایستادن او و تماسش به هر دو ساحت هرمزد و اهریمن باشد. صفت ایزد باد، «دیرندخدای» یا «دیرنگ‌خدای» است یعنی خدای با زندگانی دراز. او زندگی‌بخش است و هم با مرگ همراه است و همان آخرینی دمی است که مردمان می‌زنند و می‌میرند.