در باب تلفظ فروهر (fravahr/ faravahr)
فروهر (fravahr/ faravahr)، واژهای است پهلوی از اصل اوستایی فرَوَشی (fravaŠi) و فارسی باستان فرَوَرتی (fravarti) . این نام در زبان فارسی میانه (پهلوی ساسانی) و به پیروی از آن در زبان فارسی نو، به صورت فرَوَهر (fravahr) درمیآید و چون خط سیر آوایی از فارسی باستان به سوی فارسی نو، متمایل به حذف پدیدۀ ابتدا به ساکن است، فروهر (fravahr) هم حرف نخستش حرکت میگیرد و به اقتضای غلبۀ آوای زبر (فتحه) در این واژه، به صورت فَرَوَهر (faravahr) درمیآید که صورت اصلی و درست این واژه در فارسی نو است.
همچنین فروهر (fravahr) در فارسی میانه در صورتی فرعی و ابدال شده، با جابجایی صامت h می تواند به صورت fravhar درآید و اگر چنین شود، به سبب همارزی av و ow/ ō مانند آنچه در واژههای «نَو» و «نُو» و امثال آنها هست، می تواند به صورت frōhar نیز تلفظ شود، امّا این، صورتی فرعی و نادر است و متفاوت با تلفظ فروهر (foroohar) است که نام برخی افراد شده، مانند تفاوت تلفظ شور (مشورت) و شور (یکی از مزهها).
شاید یک سبب اختراع و اتخاذ تلفظ اشتباه فَروَهَر (farvahar)، توهّم اشتقاق فروهر از فَر/ فَرّه به صورت فر+وهر باشد، امّا این واژه پیوندی با واژۀ «فَر» یا «فَرّه» ندارد و جزء نخست فروهر، «فرَ» (fra) است که در فارسی نو به صورت «فَرا»، رایج و زنده است.
فَرَوَهر (faravahr) کمابیش به معنی نیروی فراگیرنده یا نیروی دربرگیرنده یا به تعبیر سادهتر، نیروی نگاهبان است. میگوییم «کمابیش»، چون ترجمه کردن یک واژه از یک زبان (زبان اوستایی) که حامل فرهنگی است، به زبانی دیگر (فارسی نو) که عرصۀ فرهنگی دیگر است، کاری چندان آسان و دقیق نیست. به هرحال، فروهر کمابیش به معنی نیروی نگاهبان است. ایرانیان، گیهان (کیهان) را بر دو بخش گیتی و مینو میدانستند. گیتی، بخش مادی گیهان است و مینو، بخش غیرمادی گیهان است. این «گیهان» و «مینو» به عربی هم رفتهاند و گیهان، شده جهان، و مینو و مینوی (minavi) هم شده معنی و معنوی. غایت هستی، مینوی شدن است. هستی، آمیزهای از گیتی و مینوست، با این تفاوت که برخی هستی ها به ساحت گیتیک نزدیکترند و برخی به ساحت مینوی (minavi) تا برسد به هُرمَزد (اهورامزدا) که مینوی (minoo) محض است و از هرگونه شائبۀ گیتیک، مبرّاست. به همین سبب است که هُرمَزد، فروهر محض است و در او، جان و روان و درک و وجدان و فروهر، در اتحاد و یکسانی مطلق و بدون هرگونه شائبۀ گیتیک به سر میبرند و به همین سبب است که تصور ما از هُرمَزد، همان فروهر است، درحالی که دیگر هستیها به نسبت سهم گیتیکشان، فروهرهای ضعیف و ضعیفتر دارند، اما هیچ آفریدۀ ایزدی نیست که یکسره از حضور فروهر، خالی باشد.