آرش کمانگیر و عذرخواهی محمدحسین مهدویان
محمدحسین مهدویان، به درخواستهای بیشمار عذرخواهی که از سوی عموم ایرانیان، بویژه شاهنامهدوستان و شاهنامهشناسان از او شدهبود و اصلاً به ندای نهاد خودش، پاسخ مثبت گفت و بابت آنچه دربارۀ شاهنامۀ حکیم فردوسی گفتهبود، عذر خواست. این اقدام شجاعانه، نهتنها چیزی از قدر او نکاست، بلکه قدرش را افزود و در عین حال، حقیقتی را که شاهنامهشناسان در اعتراض به سخنان او میگفتند، با وضوح بیش از پیش آشکار کرد: محمدحسین مهدویان، شاهنامه نخواندهاست! و کسی که شاهنامه نخواندهاست، نیازی نیست که دربارهاش سخن بگوید و صدور حکم کند، آن هم با آن قطعیتی که در دور دوم حملهاش به شاهنامه بود: «من منظورم این هستش که کانسپت کلی شاهنامه اساساً همینی هست که من دارم میگویم، اگر غیر از این است، بیایید» برایتان ثابت کنم.
این بار قضیه چه بود؟ مهدویان در حین عذرخواهی بابت سخنانش دربارۀ شاهنامه گفت که میخواسته به فردوسی پناه ببرد و الگویش اوست و حتی به خاطر پیوند نزدیکش با شاهنامه، اصرار داشته که نام یک «شخصیت شاهنامه ای» یعنی آرش را بر فرزندش بگذارد و سپس به بازگو کردن خلاصه ی داستان آرش پرداخت و آن را شاهدی قرار داد بر پیوند شدیدش با شاهنامه و افزود که: «من نسبتم با فردوسی این جوریه»، غافل از اینکه داستان آرش که مهدویان بازگفت، متعلق به آثارالباقیۀ ابوریحان بیرونی است نه شاهنامۀ فردوسی! و آرش کمانگیر، شخصیت شاهنامه ای نیست. این هم نتیجه دیگر شاهنامه نخواندن و درباره اش سخن گفتن. آری، مهدویان، شاهنامه نخواندهاست و ادعای شدّت پیوندش با شاهنامه و فردوسی، اگر بر قضیۀ آرش کمانگیر مبتنی باشد، صادقانه نیست.
آرش کمانگیر از قهرمانان کهن اساطیر و حماسههای ایرانی است که ذکرش در اوستا آمدهاست. در دورۀ ایرانی میانه هم آثاری چون مینوی خرد از آرش یاد کردهاند. در دورۀ ایرانی نو منابعی چون آثارالباقیۀ ابوریحان بیرونی داستان آرش را روایتکردهاند، امّا در شاهنامۀ فردوسی این داستان به مانند بسی دیگر از روایتهای اساطیری و حماسی ایرانیان نیامدهاست. آرش کمانگیر، شخصیت شاهنامه ای نیست و داستانی که از او بر سر زبان است و مهدویان بازگفت، بی آنکه بداند، متعلق به آثارالباقیه است، با این حال، در نیمۀ دوم شاهنامه به تعدادی انگشتشمار به این آرش در حدّ ذکر نام اشارهشدهاست، آن هم به تبع مطلبی دیگر نه به صورت اصلی.
به هرحال، شجاعت پوزشخواهی محمدحسین مهدویان را تحسین میکنیم و این مجموعه حوادث را درسی قرار میدهیم برای اینکه فراموش نکنیم دربارۀ چیزی که از آن آگاهی نداریم، نباید سخنی بگوییم و رأی قطعی و کلی هم ندهیم.