تبليغاتX
آن روزها

آن‌روزها>اشعار منتشر نشدۀ من>

او ساقه ی شکسته ی ما را ندیده بود

سرشاخه های خسته ی  ما را ندیده بود

آن سوی استوای همیشه بهار ما

پشت مدار بسته ی ما را ندیده بود

از انجماد قطب شمالم خبر نداشت

قطب جنوب خسته ی ما را ندیده بود

چیزی از انزوای عمیق زمین نگفت

منظومه ی گسسته ی ما را ندیده بود

تنها به کشف پوسته ای ساده دست یافت

آتشفشان هسته ی ما را ندیده بود

حتی خدا که مخترع دوزخ است نیز

عمق دل شکسته ی ما را ندیده بود

آیا شبی که احسنِ تقویم می سرود

تقدیر ناخجسته ی ما را ندیده بود؟

وقتی اضافه بار امانت به ما سپرد

روح به گل نشسته ی ما را ندیده بود؟

سقط جنین نه، سقط جهان است خلقتش

او نطفه ی نبسته ی ما را ندیده بود؟

از بس عجله داشت که خورشید بشکفد

شبهای پیله بسته ی ما را ندیده بود

+ نوشته شده در  88/04/11ساعت 11:28  توسط دکتر ابراهیم واشقانی فراهانی  |  داغ کن - کلوب دات کام